تورم نمرات دانشگاهی و گسترش هوش مصنوعی، کارفرمایان را در ارزیابی فارغالتحصیلان تازهکار سردرگم کرده است
تاریخ: ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵
هفتهنامه بازار
حتی در بهترین شرایط هم پیدا کردن اولین شغل پس از دانشگاه نیازمند صبر، تابآوری و کنار آمدن با رد شدنهای پیاپی است. اما این روزها، اوضاع اصلاً خوب نیست. شرکتها نمیدانند چه کسی را استخدام کنند، متقاضیان نمیدانند چگونه متمایز شوند و نتیجه این است که همه ناراضیاند.
در گذشته، فارغالتحصیلان جدید دانشگاهی معمولاً شانس بیشتری برای داشتن شغل نسبت به میانگین نیروی کار داشتند. اما اکنون نرخ بیکاری فارغالتحصیلان تازه، کمی بالاتر از کل نیروی کار است. بخشی از این موضوع به کاهش فرصتهای شغلی برمیگردد. آگهیهای استخدام در پلتفرم Handshake ــ که خدمات شغلی به دانشجویان و فارغالتحصیلان ارائه میدهد ــ طی یک سال گذشته بیش از ۱۶ درصد کاهش یافته و شرکتها هشدار میدهند که بازار کار مشاغل ابتدایی امسال حتی بدتر هم خواهد شد.
البته باید تأکید کرد که نرخ بیکاری فارغالتحصیلان همچنان بسیار کمتر از جوانانی است که به دانشگاه نرفتهاند و افراد دارای مدرک دانشگاهی همچنان درآمد بیشتری نسبت به افراد بدون مدرک دارند.
اما عامل دیگری هم جستوجوی شغل را تیرهتر کرده است: فرایند استخدام در حال از هم پاشیدن است.
در گذشته، کارفرمایان میتوانستند از معدل دانشگاهی بهعنوان نشانهای از توانایی ذهنی و اخلاق کاری استفاده کنند. نامههای پوششی و مصاحبهها نیز معیاری برای سنجش مهارتهای نوشتاری و ارتباطی بودند. امروز اما این نشانهها ارزش خود را تا حد زیادی از دست دادهاند. تورم گسترده نمرات، معدلها را تقریباً بیمعنا کرده و استفاده فراگیر از هوش مصنوعی برای نوشتن نامههای پوششی ــ و حتی کمک در مصاحبههای شغلی ــ قدرت پیشبینی این ابزارها را از بین برده است.
دو دهه پیش، کمتر از یکچهارم نمرات دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه هاروارد «A» بود. امروز این رقم به حدود ۶۰ درصد رسیده است. این روند در بسیاری از دانشگاهها دیده میشود. بررسی اخیر در درسهای سال اول هشت دانشگاه بزرگ دولتی نشان میدهد که نمرات بیش از یک دهه است که رو به افزایشاند؛ در حالی که نمرات آزمونهای استاندارد کاهش یافته، که نشان میدهد دانشجویان لزوماً باهوشتر نشدهاند.
با افزایش فاصله میان نمره و توان واقعی، شرکتها دیگر ریزنمرات را معیار قابل اتکایی نمیدانند. به گفته مدیران منابع انسانی، تمرکز بیشتر به سمت رشتههای سختتر، مدارک دوگانه، یا تجربیات عملی رفته است. حتی مسئولان آموزشی دانشگاههای طراز اول میگویند کارفرمایان به سختی میتوانند فارغالتحصیلان ممتاز را از یکدیگر تشخیص دهند. هفت سال پیش، حدود ۷۰ درصد رزومهها بر اساس معدل غربال میشدند؛ امروز این عدد به حدود ۴۰ درصد رسیده است.
همزمان، نامههای پوششی و نمونههای نوشتاری نیز اعتبار خود را از دست دادهاند. پژوهشهای جدید نشان میدهد که پیش از ظهور ابزارهایی مانند ChatGPT، کیفیت نامه پوششی پیشبینیکننده خوبی برای استخدام و عملکرد شغلی بود؛ اما پس از فراگیر شدن هوش مصنوعی، این «سیگنال» عملاً فروپاشیده است. بسیاری از شرکتها میگویند درخواستها به یک سطح حداقلی از کیفیت رسیدهاند، اما همگی شبیه هم هستند. به همین دلیل، حذف کامل نامههای پوششی در دستور کار بسیاری از کارفرمایان قرار گرفته است.
هوش مصنوعی همچنین ارسال درخواست شغلی را بسیار آسان کرده است. زمانی، پر کردن یک درخواست نیازمند صرف زمان و تلاش بود و همین موضوع افراد کمانگیزه را حذف میکرد. امروز اما یک درخواست در چند ثانیه آماده میشود. نتیجه، سیل عظیم درخواستهاست. دادهها نشان میدهد میانگین تعداد درخواستها برای هر موقعیت شغلی در یک سال گذشته ۲۶ درصد افزایش یافته است. برخی شرکتها پس از چند روز آگهیها را حذف میکنند تا با حجم متقاضیان مواجه نشوند. در این رقابت فشرده، فارغالتحصیلان مجبورند دهها و حتی صدها درخواست ارسال کنند؛ اعدادی که تا چند سال پیش افراطی محسوب میشد.
برای مدیریت این هجوم، کارفرمایان دوباره به هوش مصنوعی پناه بردهاند؛ ابزارهایی که رزومهها را بر اساس مهارتها غربال میکنند و بخش بزرگی از درخواستها را کنار میگذارند. این وضعیت به نوعی «مسابقه تسلیحاتی هوش مصنوعی» تبدیل شده است: متقاضیان تلاش میکنند از فیلترها عبور کنند و کارفرمایان میکوشند فیلترها را سختتر کنند.
برخی شرکتها برای فرار از این چرخه، تمرکز را به سمت مهارتهای قابل اندازهگیری بردهاند: آزمونهای عملی بیشتر، پروژههای آزمایشی، توجه به کارآموزیها و فعالیتهای فوقبرنامه. پیام روشن است: مدرک دانشگاهی بهتنهایی کافی نیست؛ خروجی واقعی کار اهمیت دارد.
با این حال، برخلاف انتظار، هوش مصنوعی به دموکراتیک شدن استخدام کمک نکرده است. در نبود معیارهای دقیق، بسیاری از شرکتها دوباره به جذب نیرو از «دانشگاههای هدف» و معرفیهای شخصی روی آوردهاند؛ رویکردی که شاید برای شرکتها امنتر باشد، اما فرصتها را بیش از پیش به نفع گروهی محدود و برخوردار متمرکز میکند.
نتیجه:
بازار کار مشاغل ابتدایی نهتنها سختتر شده، بلکه قواعد قدیمی آن دیگر کار نمیکند. در دنیایی که نمرهها متورم شده و هوش مصنوعی همهچیز را شبیه هم میکند، هم کارفرمایان و هم جوانان در جستوجوی معیارهای جدیدی برای اعتماد هستند؛ معیارهایی که هنوز بهطور کامل شکل نگرفتهاند.